هبوط من یعنی در کویر بالیدن
نه گندمی و نه سیبی نه حرفی از چیدن
از آن بلند از آن ارتفاع روز افزون
قلندرانه به آغوش ذره غلتیدن
یکی نبود و یکی بود چشم وا کردم
به نیمی از لجن و نیمی از نگنجیدن
خدا نخواست به زانو در آیدم ابلیس
وگرنه حوصله من کجا و رنجیدن
؟