تبليغاتX
رزیدنت روانپزشکی، مرکز رازی

روزت خجسته باد تو ای جلوه وجود...

فردا روز پزشک است، زاد روز نابغه ایرانی، بوعلی سینا.

نمی دانم چند سال است که این روز مبارک بعنوان روز پزشک گرامی داشته می شود، ولی گمان می کنم چندان قدمت نداشته باشه. سال پیش روز پزشک در بیمارستان بودم، تنها نشانه روز پزشک در بیمارستان ما یک پارچه نوشته رنگ و رو رفته تبریک این روز بود که بین تنه ۲ درخت نصب شده بود و نشان از این بود که این پارچه بیچاره بارها و بارها به این ۲ درخت بسته شده است. باری مستقیم رفتم بخش... با پرستارها و بهیارها هم که همیشه میانه خوبی داشتم حسابی سلام و احوالپرسی کردم ولی مثل اینکه هیچکس نمی دانست آنروز روز پزشکه... یا اینکه نمی خواستند به روی خودشان بیاورند. یاد ۲-۳ ماه پیش افتادم که روز پرستار و بهیار بود و من با کلی احساس روزشان را حضوری و حتی با پیامک تبریک گفته بودم. کارم توی بخش تمام شد و به پاویون رفتم. راستش توی بیمارستان ما معمولا ناهارها بسته به مناسبت ها یا حضور یکی از مقامات در بیمارستان تغیر می کنه و مثلا همین چند ماه پیش بخاطر روز پرستار و بهیار با ولخرجی کباب دادند. ولی در روز پزشک برنامه غذایی همان برنامه ناخوشایند همیشگی بود. بگذریم که برای روز پرستار و بهیار  با اعلام قبلی جشن مفصلی در سالن کنفرانس گرفتند ولی برای روز پزشک هیچ!!

هر چند از اینکه به سایر کادر درمان بی توجهی نشده خوشحالم اماهمیشه این سوال در ذهنم بود که چرا با وجود اینکه ریاست بیمارستان یک پزشک است، پزشکان مرکز ما اینگونه نادیده گرفته می شوند؟!! تا ببینیم امسال چه می شود.

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 23:28 توسط یک دستیار

تقدیم به پیشگاه تو که روزی می آیی!

بی قرار  توام و   در دل  تنگم   گله هاست

آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل  عکس  رخ  مهتاب  که  افتاده  در  آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان  با   قفس   تنگ   چه    فرقی  دارد

بال  وقتی   قفس   پر   زدن  چلچله هاست

بی تو هر لحظه  مرا  بیم  فرو ریختن  است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز  می پرسمت  از مسئله  دوری  وعشق

و سکوت  تو  جواب  همه    مسئله هاست

فاضل نظری

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 20:7 توسط یک دستیار