در بند آن نی ایم که دشنام یا دعاست
یادش بخیر آنکه ز ما یاد می کند
هبوط من یعنی در کویر بالیدن
نه گندمی و نه سیبی نه حرفی از چیدن
از آن بلند از آن ارتفاع روز افزون
قلندرانه به آغوش ذره غلتیدن
یکی نبود و یکی بود چشم وا کردم
به نیمی از لجن و نیمی از نگنجیدن
خدا نخواست به زانو در آیدم ابلیس
وگرنه حوصله من کجا و رنجیدن
؟
1- در يك سيستم دولتي؛ سعي كنيد «لال بودن» را تمرين كنيد! اين تمرين در ميزان عزيز بودن شما بسيار بسیارموثر است.
2- در يك سيستم دولتي؛ هيچگاه كارمندان را با يكديگر مقايسه نكنيد؛ چون قطعا شاهد تبعيض خواهيد بود.
3- در يك سيستم دولتي؛ اگر مديرتان 3 يا 4 ايراد دارد انتظار رفتنش را نكشيد، چون قطعا نفر بعدي او 43 ايراد دارد!
4- در يك سيستم دولتي؛ مي توانيد با كارهاي كم و كوچك، محبوبيت فراواني به دست آوريد؛ فقط كافي است «زبان» خود را تقويت كنيد!
5- در يك سيستم دولتي؛ هر چه بيشتر كار كنيد، بيشتر و بیشتر خوار و خفيف هستید.
6- در يك سيستم دولتي؛ با اشكالات سازمانتان بسازيد و هرگز آنها را با مديرتان در ميان نگذاريد؛ درغير اين صورت يك مشكل ديگر به سازمان اضافه مي شود. آن مشكل، شما هستيد!
7- در يك سيستم دولتي؛ اشتباهات يك مدير را هيچگاه به مدير ديگر نگوييد؛ در غير اينصورت بجاي يك مدير، دو مدير در مقابل شما موضع گيري خواهند كرد.

8- در يك سيستم دولتي؛ با انجام كارهاي مختلف و فعاليتهاي به موقع، نظم شما تشخيص داده نمي شود؛ بلكه براي اين كار راههاي ساده تري هم هست. مثلا فقط كافيست هميشه ميز كارتان را منظم نگه داريد!
9- در يك سيستم دولتي؛ اضافه بر كارهاي معمول كار اضافه اي انجام ندهيد؛ در غير اينصورت انتظار پاداش بيشتري نيز نداشته باشيد.
10- در يك سيستم دولتي؛ هميشه حرفها (فرمايشات) مديرتان را تاييد كنيد، حتي اگر از نظر او «ماست، سياه باشد!»
11- در يك سيستم دولتي؛ تنها كاري كه واجب است سريع و فوری انجام دهيد، كاري است كه مدير شما شخصا از شما خواسته است.
12- در يك سيستم دولتي؛ تنها انگيزه اي كه مي تواند شما را وادار به كار كند «كسب روزي حلال» است.
13- در يك سيستم دولتي؛ آسه برو، آسه بيا، كه گربه شاخت نزنه؛ مگر اينكه با گربه نسبتي داشته باشيد!
|
برگرفته از نجوم دات آی آر | ||
که من خوشحالم اما هیپومانیک یا مانیک نیستم!، چرا که دیدم چیزهایی را که از مدت ها پیش در انتظارش بودم...
اما این خوشحالی چه تلخ است... چه تلخ!
و گنجشک ها جدی جدی می میرند...
آدم ها شوخی شوخی زخم می زنند
و قلبها جدی جدی می شکنند...
تو شوخی شوخی لبخند می زنی
و من جدی جدی عاشق می شوم...
؟
